تو اگر پاییزی زردی

تو اگر پائیز زردی ٬ واسه من بهار سبزی

تو اگر هوای سردی واسه من همیشه گرمی

تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی

تو اگه غرق نیازی ٬ واسه من یه بی نیازی

تو اگه رفیق راهی ٬ واسه من یه تکیه گاهی

۱۵۱ ۱۶۱

نذر کردم تا بیایی

نذر کردم تا بیایی هرچه دارم مال تو
چشم های خسته پر انتظارم مال تو
یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو
آرزویم هیچ ، قلب بیقرارم مال تو !


۱۷۶ ۱۷۵

من تو دو چشم سیاه

من و تو و دو چشم سیاه

تو از کهکشان دل من رد شدی

من افتاده ام در سیاه چاله ها



۱۵۳ ۱۴۴