شعر عاشقانه

دست نوشته من

وقتی تو نیستی....

۱۲ بازديد
وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می‌دارم " رازی‌ ست
که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند
و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ... به تو معتادند


رفتی و ندیدی

۲۶۵ بازديد
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم


تو اگر پاییزی زردی

۲۰۳ بازديد

تو اگر پائیز زردی ٬ واسه من بهار سبزی

تو اگر هوای سردی واسه من همیشه گرمی

تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی

تو اگه غرق نیازی ٬ واسه من یه بی نیازی

تو اگه رفیق راهی ٬ واسه من یه تکیه گاهی

نذر کردم تا بیایی

۱۸۷ بازديد
نذر کردم تا بیایی هرچه دارم مال تو
چشم های خسته پر انتظارم مال تو
یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو
آرزویم هیچ ، قلب بیقرارم مال تو !


من تو دو چشم سیاه

۲۳۳ بازديد
من و تو و دو چشم سیاه

تو از کهکشان دل من رد شدی

من افتاده ام در سیاه چاله ها



در حسرت اغوش تو ....

۲۱۴ بازديد

❤️ درحسرت آغوش تو… هستم بغلم ڪن…
ازعطربروروے تو… مست هستم بغلم ڪن…
ڪے گفتہ ڪہ قرارہ … دور از تو بمونم…
من با احدے … عهدنبستم بغلم ڪن… ❤️❤️❤️

امروزو یادت نره.....

۲۰۶ بازديد

امروزو یادت باشه / این لحظه ی غمگینُ

این بغض نفس گیرو / این سکوت سنگینُ

 امروزو یادت باشه / این حال پریشونو

این لرزش دستارو / این چشمای گریونو

 حالا که ازم سیری / امروزو یادت باشه

حالا که داری می ری / امروزو یادت باشه

 امروز که خوشحالی / می خندی و رد می شی

چشماتو روی اشکام / می بندی و رد می شی

 امروزو یادت باشه / یادت باشه حرفامو

یادت باشه من بی تو /هر ثانیه تنهامو

 چش به راهتم هر روز/ تا وقتی که برگردی

امروزو یادت باشه / امروز خطا کردی

امتحان عاشقی

۲۴۰ بازديد

امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!

من از عالم تنهایی

۲۹۳ بازديد

من از عالم تو را تنها گزیدم

روا داری که من غمگین نشینم ؟!

نمی خوای برگردی محسن چاوشی

۲۵۸ بازديد

خط رو پیشونیم، چشمای بارونیم 
دستای لرزونم، پاهای بی‌جونم 
روح سرگردونم، گلای ایوونم 
حتا چوب سیگارم، فندک تب‌دارم 

 

دوست دارن برگردی 

خنده‌ی غمگینم، پلکای سنگینم 
الکل تو خون‌م، خونه‌ی زندونم 
خونه‌ی متروکم، گلای گلدونم 
بار روی دوشم، شونه‌ی داغونم 

دوست دارن برگردی 

تو آن عهدی که با من بسته بودی 
مگر بهر شکستن بسته بودی 
تو سنگین‌دل چرا از روز اول 
نگفتی دل به رفتن بسته بودی 

بغضای پنهونم، چشمای گریونم 
حال خوب و بدم‌و به چشات مدیونم 
خیلی دلتنگ توام.. 
نمی‌خوای برگردی!؟