شعر

دست نوشته من

رفتی و ندیدی

رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم


۱۸۱ ۱۵۸

می خواهم به عقب بازگردم

میخواهم به عقب برگردم
درتلاقی گریه و سکوت، از نو شروع کنم
تار بزنم
و در ترکیب رنگ ها فقط به قرمز برسم
جاهایمان را عوض کنم
.........جاده را برای خودم
انتظار را برای تو بکشم
اگر به عقب برگردم
این بار
تویی ،که می مانی
منم،که میروم
کاش می شد به عقب برگردم ... 
حالا که تمام راه را آمده ام ، 
حالا کـه تـا تــو هیچ نمانده ، 
چقدر دیر یادَش آمد خـُدا کـه 
ما قسمت هم نیستیم !


۱۳۴ ۱۳۴

زیبایی ات

زیبایی ات 

هر بار وسوسه برانگیزتر از پیش است!

مثل سرخ ترین سیب دورترین نقطه ی درخت...

ومن کودکی که همیشه با زانوی زخمی به خانه بر می گردد...!!!


۱۲۴ ۱۱۰

تو اگر پاییزی زردی

تو اگر پائیز زردی ٬ واسه من بهار سبزی

تو اگر هوای سردی واسه من همیشه گرمی

تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری

تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی

تو اگه غرق نیازی ٬ واسه من یه بی نیازی

تو اگه رفیق راهی ٬ واسه من یه تکیه گاهی

۱۵۲ ۱۶۰

نذر کردم تا بیایی

نذر کردم تا بیایی هرچه دارم مال تو
چشم های خسته پر انتظارم مال تو
یک دل دیوانه دارم با هزاران آرزو
آرزویم هیچ ، قلب بیقرارم مال تو !


۱۷۵ ۱۷۵

من تو دو چشم سیاه

من و تو و دو چشم سیاه

تو از کهکشان دل من رد شدی

من افتاده ام در سیاه چاله ها



۱۵۲ ۱۴۴

در حسرت اغوش تو ....


❤️ درحسرت آغوش تو… هستم بغلم ڪن…
ازعطربروروے تو… مست هستم بغلم ڪن…
ڪے گفتہ ڪہ قرارہ … دور از تو بمونم…
من با احدے … عهدنبستم بغلم ڪن… ❤️❤️❤️

۱۸۲ ۱۶۸

امروزو یادت نره.....


امروزو یادت باشه / این لحظه ی غمگینُ

این بغض نفس گیرو / این سکوت سنگینُ

 امروزو یادت باشه / این حال پریشونو

این لرزش دستارو / این چشمای گریونو

 حالا که ازم سیری / امروزو یادت باشه

حالا که داری می ری / امروزو یادت باشه

 امروز که خوشحالی / می خندی و رد می شی

چشماتو روی اشکام / می بندی و رد می شی

 امروزو یادت باشه / یادت باشه حرفامو

یادت باشه من بی تو /هر ثانیه تنهامو

 چش به راهتم هر روز/ تا وقتی که برگردی

امروزو یادت باشه / امروز خطا کردی

۱۴۶ ۱۴۲

امتحان عاشقی


امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!

۱۶۹ ۱۵۸

من از عالم تنهایی


من از عالم تو را تنها گزیدم

روا داری که من غمگین نشینم ؟!

۱۳۶ ۱۵۱