یکشنبه ۱۹ خرداد ۹۸ | ۱۸:۵۰ ۳,۱۰۹ بازديد
تنهایی
می دانستم می آیی
اما من
بی تو
هر شب تقدیر را دوره میکنم ...
می دانستم می آیی
اما من
بی تو
هر شب تقدیر را دوره میکنم ...


تا خیمهی تقرّب تو پر کشیده ایم
تو نور محض و ما ز تبار سپیده ایم
آقا اگر «مَصارِعُ عُشّاق» کربلاست
در عاشقی به منزل آخر رسیده ایم
با عطر سیب پیرهنت مست می شویم
شیدائی قبیلهی عشق و عقیده ایم
دل بر شکوه جنت الاعلی نبسته ایم
وقتی بهشت را به نگاه تو دیده ایم