زندگی آتشگَهی دیرنده پابرجاست.
گر بیفروزیاش، رقص شعلهاش در هر کران پیداست.
ورنه، خاموش است و خاموشی گناه ماست.




تو اگر پائیز زردی ٬ واسه من بهار سبزی
تو اگر هوای سردی واسه من همیشه گرمی
تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری
تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی
تو اگه غرق نیازی ٬ واسه من یه بی نیازی
تو اگه رفیق راهی ٬ واسه من یه تکیه گاهی

خط رو پیشونیم، چشمای بارونیم
دستای لرزونم، پاهای بیجونم
روح سرگردونم، گلای ایوونم
حتا چوب سیگارم، فندک تبدارم
دوست دارن برگردی
خندهی غمگینم، پلکای سنگینم
الکل تو خونم، خونهی زندونم
خونهی متروکم، گلای گلدونم
بار روی دوشم، شونهی داغونم
دوست دارن برگردی
تو آن عهدی که با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگیندل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
بغضای پنهونم، چشمای گریونم
حال خوب و بدمو به چشات مدیونم
خیلی دلتنگ توام..
نمیخوای برگردی!؟


بیا پیشم بمون تنها نمونم میخوام تا ابد برات بخونم
میخوام بگم عشق پر زده تو دل من کلی غم زده
اگه بیای بمونی پیشم تا ابد راضی میشم
ته نشین شده عشقی که ما داشتیم شمع و پروانه که سوختن ما کاشتیم
عشق از سه حرف تشکیل شده ع.ش.ق اینجوری تعریف شده
علاقه ی شدید قلبی معنیش شده دوست داشتن با عشق در گیر شده
عشق پر زده تنهام میای پیشم فردا
مثال عشقمون مثل ادم و حوا عشق پر زده تو رو خدا برگرد دیدی
