بهار می اید به ترانه به نسیم به شکفتن به شقایق
اما اگر از امدنش خواب روی
اگر از امدنش نشئه ی طعم عسل باغ شوی
یا که چشمان غزال به درستی بردت تا شب خواب
سرنوشت باقیست و زمستان جاریست..


خط رو پیشونیم، چشمای بارونیم
دستای لرزونم، پاهای بیجونم
روح سرگردونم، گلای ایوونم
حتا چوب سیگارم، فندک تبدارم
دوست دارن برگردی
خندهی غمگینم، پلکای سنگینم
الکل تو خونم، خونهی زندونم
خونهی متروکم، گلای گلدونم
بار روی دوشم، شونهی داغونم
دوست دارن برگردی
تو آن عهدی که با من بسته بودی
مگر بهر شکستن بسته بودی
تو سنگیندل چرا از روز اول
نگفتی دل به رفتن بسته بودی
بغضای پنهونم، چشمای گریونم
حال خوب و بدمو به چشات مدیونم
خیلی دلتنگ توام..
نمیخوای برگردی!؟

دنیای این روزای من همقد تنپوشم شده
انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا میکنیم، دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آیندهی این خونه رو با شمع روشن میکنم

من یه حسه عاشقانه در تو , تو یه عشقه جاودانه در من
من بی بالو پرم بدونه رویات بی تاجه سرم بدونه دنیات
من با تو خوشم که بیقراره دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بیقرارتم یار
من با تو خوشم که بیقراره دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بیقرارتم یار
وای وای وای دله من شده عاشقه نگاهش وای که نمیدونستم میشم پریشونه چشاش
وای وای وای دله من شده دیوونه ی اون دله دیوونه ی من اسیر مست موی اون
لکنت:
گه یه وقت بغض می کنم
گاهی تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پام و گم می کنم
می خوام بگم جون منی
آتیش به جونم می گیره
می خوام بگم دوست دارم
اما زبونم می گیره