هر کلام تو مرا موعظه و پندی است
روی زیبای تو آشفته و حیرانم کرد
وه که نقاش جمالت چه هنرمندی است
جان به قربان تو از لطف و کرامت نظری
بین که دلباخته ات تشنه ی لبخندی است





من از عالم تو را تنها گزیدم
روا داری که من غمگین نشینم ؟!

دنیای این روزای من همقد تنپوشم شده
انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده
تنها مدارا میکنیم، دنیا عجب جایی شده
هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم
آیندهی این خونه رو با شمع روشن میکنم
با من قدم بزن, حالا که با منی
حالا که بغضی ام , حالا که سهممی
با من قدم بزن, می لرزه دست و پام
بی تو کجا برم؟ بی تو کجا بیام؟
دست منو بگیر , کنار من بشین
من عاشق توام, حال منو ببین
از دلهره نگو , از خستگی پرم
بی تو می شینمو و روزا رو میشمورم..
من یه حسه عاشقانه در تو , تو یه عشقه جاودانه در من
من بی بالو پرم بدونه رویات بی تاجه سرم بدونه دنیات
من با تو خوشم که بیقراره دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بیقرارتم یار
من با تو خوشم که بیقراره دلم من با تو خوشم آروم نداره دلم بیقرارتم یار
وای وای وای دله من شده عاشقه نگاهش وای که نمیدونستم میشم پریشونه چشاش
وای وای وای دله من شده دیوونه ی اون دله دیوونه ی من اسیر مست موی اون