غم

غم

دست نوشته من

حتی مرا به نام...

۳,۰۹۰ بازديد
حتی مرا به نام، صدا هم نمی کند
دردا که فکر حال مرا هم نمی کند
‌
بیمار چشم اویم و آن سنگدل مرا
درمان که بگذریم، دعا هم نمی کند!
‌
منت گذاشت بر من و عهدی دوباره بست
منت گذاشت، گرچه وفا هم نمی کند...
‌
غم مثل کودکی ست که آغوش عشق را
محکم گرفته است و رها هم نمی کند
‌
زاهد خیال طعنه رها کن، که مرد عشق
گر طاعتی نکرده ریا هم نمی کند!


بگذار سر به سینه....

۳,۲۹۲ بازديد
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست


رفتی و ندیدی

۳,۸۲۶ بازديد
رفتی و ندیدی که چه محشر کردم
با اشکتمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من
وابستگی ام را به تو باور کردم