وبلاگ شخصی

دست نوشته من

محسن یگانه بهت قول میدم

خودت میخوای بری خاطره شی اما دلت میسوزه
تظاهر میکنی عاشقمی این بازیه هر روزه
نترس آدم دم رفتن همش دلشوره میگیره
دو روز بگذره این دلشوره ها از خاطرت میره
بهت قول میدم سخت نیست
لااقل برای تو راحت باش
دورم از تو و دنیای تو راحت باش
هیچکس نمیاد جای تو
دلشوره دارم من واسه فردای

♫♫♫♫♫♫♫♫

۶۲ ۵۹

متن ترانه محسن چاوشی ( سر خاک مادر من )

سر خاک مادر من هیچ کسی گریه نکردش
بابا هم هیچی نمی گفت با همون نگاه سردش
مادرم باید بدونی بابایی بهونه کرده
جای تو تو خونه ما یکی رو نشونه کرده
جای تو شبها میادش واسه من قصه می خونه
می دونه دوسش ندارم ولی.باز پیشم می مونه
ولی من هنوز نذاشتم توی تخت تو بخوابه
چرا اون تو خونه ماست یه سوال بی جوابه
گلای یاس تو باغچه غروبا بونه میگیرن
همشون یه عهدی بستن سر خاک تو بمیرن
قاب عکس سرد و خالی آخرین خنده مادر
گل سر یادگاری ولی با گلای پرپر

۷۰ ۷۴

داشتن یا نداشتن

شخصی گفت: تا وقتی داشته ای را که اکثریت دارند، یک نفر نداشته باشد، احتمالاً تاسف می خورد و درد بزرگی را متحمل می شود.

به نظرم چنین نداشتن هایی، دردمند ی ایجاد نمی کند یا لااقل کم اثر می تواند باشد. فکر می کنم اغلب نداشته ها را می توان پذیرفت.به آن عادت کرد و از کنارش گذشت.

غصه خوردن، بر داشته ای است که

متوجه حضورش نباشی.

تاسف خوردن، بر داشته ای است که

فراموش کنی برای به دست آوردنش کلی سختی را به جان خریدی و حالا …

تألم، بر داشته ای است که

با بی تفاوتی از کنارش بگذری و مدام بخاطر داشتنش ناشکری کنی.

۵۸ ۷۴

گلچین اشعار عاشقانه شاملو

تنها

هنگامی که خاطره ات را می بوسم

درمی یابم دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره ی تو

ای یار

ای شاخه ی جدامانده ی من

۴۰ ۶۷

دنیای این روزای من

دنیای این روزای من هم‌قد تن‌پوشم شده 
انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده 

دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده 
تنها مدارا می‌کنیم، دنیا عجب جایی شده 

۶۵ ۹۲

دل نوشته عاشقانه

به زمستان فکر می کنم و

نداشتنت

فکرِ شبهای بلندش

تنم را می لرزاند

دلنوشته های زیبا و ناب

تو زردیِ روزگار

امروزتون

به سرخی سیب باشه

انشا الله … !

۷۴ ۸۳

شعر های تنهایی

دوستی اتفاق است

جدایی رسم طبیعت

طبیعت زیباست

نه به زیبایی حقیقت

حقیقت تلخ است

نه به تلخی جدایی

جدایی سخت است

نه به تلخی تنهایی

۸۶ ۷۹

بی قراری

عاشقان بیقرار یکدگرند

همه اسفند نار یکدگرند

 

فرق بین علی و زهرا نیست

این دو آیینه‌دار یکدگرند

۴۵ ۴۹

خدا حافظی

خداحافظ ای چشمه روشنایی

خداحافظ ای قربت و آشنایی

خداحافظ ای قصه ناتمامم

خداحافظ ای روح خواب و خیالم


۵۵ ۶۸

مرگ من

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه‌ای ز امروزها‌، دیروزها


۵۹ ۷۲