دو

دست نوشته من

تنهایی..

۳,۱۰۹ بازديد
تنهایی
می دانستم می آیی
اما من
بی تو
هر شب تقدیر را دوره میکنم ...

بگذار سر به سینه....

۳,۱۹۸ بازديد
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست


دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست

۳,۳۰۸ بازديد

دلی که در دو جهان جز تو هیچ یارش نیست
گرش تو یار نباشی جهان به کارش نیست

چنان ز لذت دریا پر است کشتی ما
که بیم ورطه و اندیشهٔ کنارش نیست

کسی به‌سان صدف واکند دهان نیاز
که نازنین گوهری چون تو در کنارش نیست

خیال دوست گل‌افشان اشک من دیده‌ست
هزار شکر که این دیده شرمسارش نیست

نه من ز حلقهٔ دیوانگان عشقم و بس
کدام سلسله دیدی که بی‌قرارش نیست

سوار من که ازل تا ابد گذرگه اوست
سری نماند که بر خاک رهگذارش نیست


ز تشنه‌کامی خود آب می‌خورد دل من
کویر سوخته‌جان منت بهارش نیست

عروس طبع من ای سایه هر چه دل ببرد
هنوز دلبری شعر شهریارش نیست

من تو دو چشم سیاه

۳,۳۱۶ بازديد
من و تو و دو چشم سیاه

تو از کهکشان دل من رد شدی

من افتاده ام در سیاه چاله ها